غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۴۱۹

شاه نعمت‌الله ولی
سایه و همسایه پیدا آمده صورت و معنی هویدا آمده
دیدهٔ ما روشن است از نور او نور او در چشم بینا آمده
قطره و بحر و حباب از ما بجو زان که جمله عین دریا آمده
خوش بلائی می کشم از عشق او این بلا بر ما ز بالا آمده
تا نماند هیچ رندی در خمار ساقی مستی بر ما آمده
سید و بنده به هم آمیخته هر دو تا گوئی که یکتا آمده