غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۹۹

شاه نعمت‌الله ولی
می و جامیم و جان و جانانه شاه و دستور و گنج و ویرانه
مهر و ماهیم و عاشق و معشوق دل و دلدار و شمع و پروانه
در خرابات عشق نتوان یافت چون من مست رند و دیوانه
خرقه بفروخته به جامی می کرده سجاده وقف میخانه
به جز از عاشقی و میخواری در جهان بهیچ پروانه
مستم و می به ذوق می نوشم فارغ از آشنا و بیگانه
نعمت الله حریف و می در جام گوشهٔ میفروش کاشانه