غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۷۵

شاه نعمت‌الله ولی
ما خیالیم در حقیقت او جز یکی در وجود دیگر کو
عاشق و رند و مست و قلاشیم برو ای عقل و هر چه خواهی گو
عقل با عشق آشنا نشود همدم ترک کی شود هندو
با دو رو او یگانه کی باشد باش با عاشقان او یک رو
یک سر مو ز ما نخواهی یافت تا ز تو باقی است یک سر مو
می وحدت ز جام کثرت نوش گنج معنی ز گنج صورت جو
طالب ذوق نعمت الله شو که همه یافتند ذوق از او