غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۳۷۰

شاه نعمت‌الله ولی
عمر بر باد می رود بی او کی بود زندگی چنین نیکو
نفسی عمر را غنیمت دان حاصل عمر خود ز خود می جو
ما چنین مست و عقل مخمور است گو برو هر چه بایدش می گو
در دلم جز یکی نمی گنجد غیر آن یک بگو که دیگر کو
گر هزار است و گر هزار هزار نزد عارف یکیست بی من و تو
احول است آن که یک به دو بیند تو چو احول نه ای نبینی دو
ذکر سید همیشه این باشد وحده لا اله الا هو