غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۲۶۱

شاه نعمت‌الله ولی
خوش بیا با ما درین دریا نشین آبرو می بایدت با ما نشین
مجلس عشق است و ما مست و خراب عاشقانه خوش بیا اینجا نشین
خانهٔ دل خلوت خالی اوست جاودان در جنت المأوی نشین
از بلا چون کار ما بالا گرفت گر بلائی یافتی بالا نشین
این و آن بگذار برخیز از همه همچو ما با یار بی همتا نشین
جمله اشیا مصحف آیات اوست شرح اسما خوان و با اسما نشین
در خرابات مغان سید بجو سر بنه در پای خم از پا نشین