غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۲۴۹

شاه نعمت‌الله ولی
موج دریا را به عین ما ببین آب را در موج و در دریا ببین
جامی از می پر ز می بستان بنوش ذوق سرمستان بیا از ما ببین
آینه بردار و خود را می نگر صورت و معنی بی همتا ببین
می نماید آن یکی در هر یکی آن یکی با هر یکی یکتا ببین
عاشقانه صحبتی با ما بدار عاشق و معشوق را یک جا ببین
دیگران بینند او را در بهشت تو بیا گر عارفی اینجا ببین
نعمت الله در همه عالم یکی است آن یکی تنهای با تنها ببین