غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۵۰

شاه نعمت‌الله ولی
میخانهٔ ذوق درگشادیم مستانه صلای عام دادیم
هر جا دیدیم یار رندی جامی به کفش روان نهادیم
میخواری و عشقبازی آموز از ما که تمام اوستادیم
میخانه سبیل ماست امروز خوش خمم مئی سرش گشادیم
بی می نفسی نمی توان بود چون می نخوریم ما جمادیم
مستیم و خراب در خرابات یاران مددی که اوفتادیم
رندیم و حریف نعمت الله سرمستان را همه مرادیم