غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۸۲

شاه نعمت‌الله ولی
در آینهٔ وجود مطلق خود بینم و خودنمایم الحق
مائیم حباب و آب دریا هم جام شراب و بحر و زورق
او معشوقست و عاشق ما از عشق شدیم هر دو مشتق
مستیم و خراب در خرابات ایمن ز مقیدیم و مطلق
یک جرعه ز درد درد ساقی بهتر ز هزار جام رادق
ما بلبل سرخوشیم و گلشن از نالهٔ ما گرفت رونق
هر قول که گفت نعمت الله گفتند جهانیان که صدق