غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۲۶

شاه نعمت‌الله ولی
دل به دلبر گذار و خوش می باش جان به جانان سپار و خوش می باش
نقش رویش که نور چشم من است بنظر می نگار و خوش می باش
باش با جام می دمی همدم نفسی خوش بر آر و خوش می باش
هر چه داری همه امانت اوست جمله با او سپار و خوش می باش
چو همه اوست غیر او خود نیست همه را دوست دار و خوش می باش
تنگهٔ زر یکی و تنگه بسی تنگ ها زر شمار و خوش می باش
یار جانی نعمت الله شو باش با یار ، یار و خوش می باش