غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۸۲۷

شاه نعمت‌الله ولی
هر چه بینی به نور او بنگر روی او را به او نکو بنگر
مجمع بیدلان اگر جوئی زلف او گیر و مو به مو بنگر
صفت ما و ذات ما گم شد صفت او و ذات او بنگر
نظری کن به آب دیدهٔ ما قطره و بحر و موج و جو بنگر
می خمخانه را خوشی می نوش جام می بین و هم سبو بنگر
روی خود را در آینه بنما جان و جانانه روبرو بنگر
نعمت الله به ذوق می بینی دیگران را به گفتگو بنگر