غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۸۲۲

شاه نعمت‌الله ولی
هر چه می بینی همه مطلق نگر خلق را بگذار و جمله حق نگر
عشق او در دریا و ما ماهی در او حال این ماهی مستغرق نگر
عاشق و معشوق شد مشتق ز عشق گر تو مشتاقی در این مشتق نگر
عشق او چون بلبل و جان برگ گل گلستان و بلبل و رونق نگر
آیهٔ تنزیه و تشبیهش بخوان این مقید بین و آن مطلق نگر
ما نه مائیم و نه او فافهم تمام صورت و معنی این مغلق نگر
نعمت الله گوهر دریای ماست گوهر دریا در این زورق نگر