غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۸۱۲

شاه نعمت‌الله ولی
نور چشم با به چشم ما نگر عین ما در جو و در دریا نگر
در همه پیدا و پنهان از همه نور آن پنهان و این پیدا نگر
یک وجود است و هزارش اعتبار آن یکی در هر یکی یکتا نگر
ذات او چون با صفت اسمی بود یک حقیقت در بسی اسما نگر
وحدت و کثرت به همدیگر ببین مظهری در مظهر اسما نگر
ساغر می نوش کن شادی ما حل سرمستان و ذوق ما نگر
نعمت الله در نظر آئینه ایست گر نظر داری بیا ما را نگر