غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۸۲

شاه نعمت‌الله ولی
خلق دنیا مقلد قالند اهل عقبی مقید حالند
ای خوشا وقت ما و آن یاران که منزه ز قال و از حالند
دیگران گوشمال مال خورند عاشقان گوشمال را مالند
عارفان مجرد مفرد چون الف فرد و دال ابدالند
عاشقان بلبلان معشوقند در گلستان عشق از آن نالند
سالکانی که پیر توحیدند فارغ از ماه و هفته و سالند
روح محضند همچو سید ما ظن مبر کاهل دل ز صلصالند