غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۷۸

شاه نعمت‌الله ولی
همه در بحر بیکران غرقند چون حبابند این و آن غرقند
غرق آبند و آب می جویند از ازل تا ابد چنان غرقند
تن ما چون حباب و جان موجست عشق بحر است و عاشقان غرقند
کشتی ما کجا رسد به کنار ناخدایان در این میان غرقند
بحر در جوش و باده در کار است بر چه باشد که بحریان غرقند
هفت دریا درین محیط وجود دیده ایم و یکان یکان غرقند
رند دریا دلیست سید ما سید و بنده جاودان غرقند