غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۲۱

شاه نعمت‌الله ولی
رند مستی کو حریف ما شود مشکلات او همه حل وا شود
گر به سوی ما بیاید عارفی گر چه باشد قطره ای دریا شود
چشم ما روشن شده از نور او هر که بیند نور او بینا شود
آنکه بگذشت از سر هر دو جهان بندهٔ یکتای بی همتا شود
گر بلائی رو نماید رو متاب کز بلائی کار ما بالا شود
نعمت الله شد نهان از چشم ما سالها یاری چنین پیدا شود