غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۴۶

شاه نعمت‌الله ولی
معنی او نمود در صورت نه به یک صورتی به هر صورت
چشم ما تا جمال معنی دید معنئی بیند و دگر صورت
ذره ذره چو نور می بینم آفتابی بود قمر صورت
باده می نوش و جام را دریاب معنئی بین و مینگر صورت
هر چه بینیم صورت عشق است لاجرم عاشقیم بر صورت
چون که معنی ماست صورت او نور چشمست و در نظر صورت
جام گیتی نماست سید ما نعمت الله نموده در صورت