غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۳۶۰

شاه نعمت‌الله ولی
کار دل در عشقبازی بندگی است بندگی در عاشقی پایندگی است
بندهٔ فرمان و فرمان می دهیم وین شهنشاهی ما زان بندگی است
همچو زلفش سر به پا افکنده ایم این سرافرازی از آن افکندگی است
جان فدا کردم سر افکندم به پیش ز انفعال و جای آن شرمندگی است
گر مرا بینی به غم دل شاد دار کان غم عشق است و از فرخندگی است
مردهٔ دردیم و درمان در دل است کشتهٔ عشقیم و عین زندگی است
سید ار جان بخشد از عشقش رواست عاشقان را کار جان بخشندگی است