غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۶۶

شاه نعمت‌الله ولی
عاشق از دنیی و عقبی درگذشت ماند صورت راز معنی درگذشت
از وجود و از عدم آزاد شد از همه بگذشت یعنی درگذشت
روضهٔ رضوان به این و آن بهشت همتش از شاخ طوبی درگذشت
دل به دلبر جان به جانان داد و رفت کارش از مجنون و لیلی درگذشت
غرقه شد در بحر بی پایان ما دید دریائی ز سیلی درگذشت
گر چه موسی از تجلی محو شد سید ما از تجلی درگذشت
نعمت الله در طریق عاشقی اندکی بود و ز خیلی درگذشت