غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۲۰۵

شاه نعمت‌الله ولی
ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبست در خانهٔ خویشیم و غریبیم غریبست
در عین وصالیم و گرفتار فراقیم ما دور ز یاریم ولی یار قریبست
درماندهٔ دردیم ولی خرم و شادیم ما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست
در دیدهٔ مجنون همه جا صورت لیلی است در چشم محبان همه معنی حبیب است
ای عقل تو مخموری و من عاشق سرمست غوغا مکن ای خواجه که این هردو حبیبست
لاهوت تو چون موسی و ناسوت تو مابوت معنی تو چون موسی و صورت چو صلیبست
مائیم که معشوق خود و عاشق خویشیم هم سید و هم بنده نظر کن که حبیبست