غزلیات

شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۵۳

شاه نعمت‌الله ولی
در کوی خرابات کسی را که مقام است در دنیی و در آخرتش جاه تمام است
ما توبه شکستیم در این قول درستیم با ساغر می عهد که بستیم مدام است
زان مجلس ما بزم ملوکانهٔ عشق است ساقی قدیم است و شرابی به قوام است
می نوش که در مذهب ما پاک و حلال است کاین می نه شرابست که گویند حرامست
گنجینهٔ ما مخزن اسرار الهی است هر گنج درین کنج که یابی به نظام است
در دور بگردید و نمائید به یاران رندی که بود چون من سرمست کدامست
بشنو سخن سید رندان خرابات کامروز درین دور خداوند کلام است