حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

سنایی

صفة مقادیر ابروج والکواکب السیّارة

سنایی
غافلند این منجمان از کار نیست در کارشان دل بیدار
همه را زرق و حیلت است آلت نیست از علم و حلمشان عدت
شمس کز کره هست در مقدار ز صد و بیست و چار بار شمار
خانه او را اسد نهادستند دور دور از خرد فتادستند
زهره کز ربع کره بیگانه ست ثور و میزان ورا چرا خانه ست
نیست تیر از کره یکی اجزا با دو خانه است سنبله و جوزا
نیست در کارشان بسی تمییز خیز و بر ریش آن منجم تیز
می نویسند خیره بر تقویم نیک و بد بر عموم اینت حکیم
بس تبجح کنند بر دانش هیچ دانش نداده یزدانش
نیست فرقی میان مردم دهر همه یکسان بود طوالع شهر
همه بادست حکم باد انگار تو ز احکام خیره دست بدار
نیست جز هرزه مندل و تنجیم زن بود سغبهٔ چنین تعلیم
سخن فال گو ندارد سود باد پیمود کآسمان پیمود
نیست الا به قدرت یزدان نیک و بد در طبایع و ارکان
بی قضا خلق یک نفس نزند مرد عاقل چنین جرس نزند