حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین

سنایی

در طبیبان نادان گوید

سنایی
این نمودیم حد این پنجاه کرد باید کنون سخن کوتاه
حکما جمله حد این امراض این نهادند بر سواد و بیاض
از اطباء عام این ایام گر بپرسی از این همه یک نام
به خدا ار شناسد و داند ور هزارن کتاب برخواند
همه از جهل پر شر و شورند همه کناس و اکمه و کورند
صدهزاران مریض را هر سال بکشند از تباهی افعال
همه هستند یار عزرائیل قاتل ایشان و خلق جمله قتیل
وای آنکس که هست حاجتمند به چنین قوم کور بی در و بند
ای خداوند از این چنین حکما خلق را کن به فضل خویش رها
که جهان شد ز فعلشان ویران خلق را زین بدان به جان برهان