حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده

سنایی

در نفس کلّی و پیوستن به عقل و معرفت گوید

سنایی
در عبارت کتاب مسطورست رق منشور و بیت معمورست
اوست در سایهٔ پناه خرد حاجب بار بارگاه خرد
کدخدای نبی مرسل اوست عقل ثانی و نفس اول اوست
از پی استفادت و تحقیق عقل کل مصطفی و او صدیق
دایم از جوهر پذیرنده اثر از نور عقل گیرنده
هم دهنده است و هم ستاننده هم پذیرای و هم رساننده
متوسط میان صورت و هوش شده زین سو زبان و زان سو گوش
مرد چون عقل را پناه کند جرم و شکل سها چو ماه کند
مدتی گرد عقل بر گردد گرچه باشد پسر پدر گردد
پادشاهی شود ز مایهٔ عقل آفتابی شود ز سایهٔ عقل
جوهرش چون کند ز نقصان نقل برتر آید یکی شود با عقل
چون شد از فیض عقل بر خود شاه خلعت شوق یابد از اللٰه
شوق چون در نهادش آویزد عقل کل را ز ره برانگیزد
تاکنون عقل بود بر وی میر زو کنون عقل گشت امر پذیر
چون شود بر نهاد خود مالک بشنود کارْجعی الی ربک