حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام

سنایی

ذکر هدایت قرآن

سنایی
رهبر است او و عاشقان راهی رسن است او و غافلان چاهی
در بن چاه جانت را وطن است نور قرآن به سوی او رسن است
خیز و خود را رسن به چنگ آور تا بیابی نجات بوک و مگر
ورنه گشتی به قعر چاه هلاک آب و بادت دهد به آتش و خاک
تو چو یوسف به چاهی از شیطان خردت بشری و رسن قرآن
گر همی یوسفیت باید و جاه چنگ در وی زن و برآی ز چاه
تو چو یوسف به شاهی ارزانی گردی آنگه که سر او دانی
رادمردان رسن بدان دارند تا بدان آب جان به دست آرند
تو رسن را ز بهر آن سازی تا کنی بهر نان رسن بازی
کس نداند دو حرف از قرآن با چنین دیده در هزار قران
دست عقلت چو چرخ گردانست پای بند دلت تن و جان است
گر ترا تاج و تخت باید و جاه چه نشینی مقیم در بن چاه
یوسف تو به چاه درماندست دل تو سورهٔ سفه خواندست
رسن از درد ساز و دلو از آه یوسف خویش را بر آر از چاه