حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه - الباب الاوّل: در توحید باری تعالی

سنایی

التمثیل فی‌الذی هو یُطعمنی و یَسقین

سنایی
باز را چون ز بیشه صید کنند گردن و هردو پاش قید کنند
هر دو چشمش سبک فرو دوزند صید کردن ورا بیاموزند
خو ز اغیار و عاده باز کند چشم از آن دیگران فراز کند
اندکی طعمه را شود راضی یاد نارد ز طعمهٔ ماضی
باز دارش ز خود پیاده کند گوشهٔ چشم او گشاده کند
تا همه بازدار را بیند خلق بر بازدار نگزیند
زو ستاند همه طعام و شراب نرود ساعتی بی او در خواب
بعد آن برگشایدش یک چشم در رضا بنگرد درو نه به خشم
از سر رسم و عاده برخیزد با دگر کس به طبع نامیزد
بزم و دست ملوک را شاید صیدگه را بدو بیاراید
چون ریاضت نیافت وحشی ماند هرکه دیدش ز پیش خویش براند
بی ریاضت نیافت کس مقصود تا نسوزی ترا چه بید و چه عود
فرخ آنکو همه طعام و شراب از مسبب ستد نه از اسباب
رو ریاضت کش ارت باید باز ورنه راه جحیم را می ساز
دیگران غافلند تو هش دار واندرین ره زبانت خامش دار