دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۳۱۶

سنایی
اکنون که ستد هوای تو داد از من گر جان بدهم نیایدت یاد از من
مسکین من مستمند کاندر غم تو می سوزم و تو فارغ و آزاد از من