دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳۶
سنایی
نادیده من از عشق تو یک روز فراغ
بهره نبرد مرا ز وصلت جز داغ
کردی تن من ز تاب هجران چو کناغ
تا خو داری تو دوست کشتن چو چراغ