دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۵
سنایی
دشنام که از لب تو مهوش باشد
دری شمرم کش اصل از آتش باشد
نشگفت که دشنام تو دلکش باشد
کان باد که بر گل گذرد خوش باشد