دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۶
سنایی
نوری که همی جمع نیابی در مشت
ناری که به تو در نتوان زد انگشت
دهری که شوی بر من بیچاره درشت
بختی که چو بینمت بگردانی پشت