دیوان اشعار - رباعیات

سنایی

رباعی شمارهٔ ۵۲

سنایی
امروز ببر زانچه ترا پیوندست کانها همه بر جان تو فردا بندست
سودی طلب از عمر که سرمایهٔ عمر روزی چندست و کس نداند چندست