دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳
سنایی
تا بشنیدم که گرمی از آتش تب
گرمی سوی دل بردم و سردی سوی لب
مرگست ندیمم از فراقت همه شب
تب با تو و مرگ با من این هست عجب