دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۲۰۲

سنایی
ای روی زردفام تو بر گردن نزار همچون بلندنی که بود بر بلندیی
آنگه که مادر تو ترا داشت در شکم هر ساعتی ز رنج زمین را بکندیی
نه ماه رنجت از چه کشید او که بعد از آن از کس همی فگند که از کون فگندیی