دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۱۴۴

سنایی
زهرهٔ مردان نداری خدمت سلطان مکن پنجهٔ شیران نداری عزم این میدان مکن
فرش شاهان گر ندیدی گستریده شاهوار خویشتن چنبر مساز و نقش شادروان مکن
خانه را گر کدخدایی می ندانی کرد هیچ پادشاهی زمین و ملکت یزدان مکن
در خراباتی ندانی رطل مالامال خورد چهرهٔ زرد ار نداری دعوی ایمان مکن
صدق بوذر چون نداری چون سنایی بی نیاز صحبت سلمان مجوی و دعوی ماهان مکن