دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۱۳۷

سنایی
گفت حکیمی که مفرح بود آب و می و لحن و خوش و بوستان
هست ولیکن نبود نزد عقل هیچ مفرح چو رخ دوستان