دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۱۰۶

سنایی
هر که زین پیش بود امیر سخن از امیر سخا شدند عزیز
تو همه روز گرد آن گردی که به نزدیکشان زرست و پشیز
دستهٔ گل بر کسی چه بری که فروشد به کویها گشنیز
پیرهن زان طمع مکن که ز حرص دزدد از جامهٔ پدر تیریز
بهر دهلیزبان چگویی شعر که بمانی چو کفش در دهلیز
بوسه بر لب دهی شکر یابی بوسه بر کون دهی چه یابی تیز