دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۸۵

سنایی
داستان پسر هند مگر نشنیدی که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست مادر او جگر عم پیمبر بمکید
خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم لعنة الله یزیدا و علی حب یزید