دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۸۴

سنایی
ز راه رفتن و آسودنم چه سود و زیان چو هر دو معنی نتوان همی معاینه دید
یکی بسی بدوید و ندید کنگر قصر یکی ز جای نجنبید و پیش گاه رسید