دیوان اشعار - قصاید و قطعات

سنایی

شمارهٔ ۵۱

سنایی
ای که از بهر خدمت در تو بست دولت میان و کام گذارد
پیش از آن کم زمانه آش کند فضل کن سیدی فرست آن آرد
هر که از دیدن تو خرم نیست باد در گوش گیر و در دل کارد