دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۹۲

سنایی
ای پسر میخواره و قلاش باش در میان حلقهٔ اوباش باش
راه بر پوشیدگی هرگز مرو بر سر کویی که باشی فاش باش
مهر خوبان بر دل و جان نقش کن سال و مه این نقش را نقاش باش
کم زنان را غاشیه بر دوش گیر مجلس میخواره را فراش باش
گر نداری رو ز درگاه قدر چاکر اینانج یا بکتاش باش
میر میران گر نباشی باک نیست چون سنایی بندهٔ یکتاش باش