دیوان اشعار - غزلیات

سنایی

غزل شمارهٔ ۱۱۹

سنایی
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد ایمان و کفر من همه رود و شراب شد
زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی تحقیقها نمایش و آبم سراب شد
ایمان و کفر چون می و آب زلال بود می آب گشت و آب می صرف ناب شد
دوش از پیاله ای که ثریاش بنده بود صافی می درو چو سهیل و شراب شد