دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۱۱۰

سلمان ساوجی
شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین گردید و جدا گشت، چه افتاد ازین؟
حاشا که تو افتی و نیفتد هرگز مانند تو شهسوار در روی زمین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با استفاده از لحنی ستایش‌آمیز و دلجویانه، به ماجرای سقوط پادشاه از اسب می‌پردازد و سعی دارد با کوچک‌شمردن این حادثه، آن را ناشی از خطای اسب بداند، نه ناتوانیِ پادشاه در اسب‌سواری. هدف اصلی شاعر در این سروده، زدودن هرگونه احساس حقارت یا شکست از چهره پادشاه است.

در بخش دوم، شاعر با بهره‌گیری از اغراقِ شاعرانه، پادشاه را شهسواری بی‌مانند در تاریخ معرفی می‌کند که سقوطِ احتمالیِ او هرگز نمی‌تواند ذره‌ای از شکوه و مهارتش در میدانِ نبرد بکاهد. در واقع، شاعر با این مدحِ اغراق‌آمیز، جایگاهِ پادشاه را فراتر از خطاهای بشری تعریف می‌کند.

معنای روان

شاها به خطای اسب اگر شاه ز زین گردید و جدا گشت، چه افتاد ازین؟

ای پادشاه، اگر به خاطر اشتباهِ اسب، شاه از زینِ خود به زمین افتاد و از آن جدا شد، اهمیتِ چندانی ندارد و اتفاقِ ناگواری رخ نداده است.

نکته ادبی: ترکیب «خطای اسب» در اینجا ترفندی بلاغی است تا تقصیرِ سقوط را از دوشِ پادشاه برداشته و به عاملِ بیرونی نسبت دهد.

حاشا که تو افتی و نیفتد هرگز مانند تو شهسوار در روی زمین

هرگز مباد که تو به زمین بیفتی؛ چرا که در تمامِ روی زمین، شهسواری به مهارت و بزرگیِ تو وجود ندارد که بتواند با تو برابری کند.

نکته ادبی: واژه «حاشا» برای تأکید بر محال بودنِ افتادنِ شاه و نفیِ برابریِ دیگران با او به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه افتاد ازین؟

پرسشی که پاسخ آن معلوم است و برای کوچک‌شمردنِ حادثه سقوط به کار رفته است.

اغراق نیفتد هرگز مانند تو شهسوار در روی زمین

بزرگ‌نمایی مهارت پادشاه تا حدی که او را بی‌رقیب‌ترین سوارکارِ تاریخ معرفی می‌کند.

حسن تعلیل به خطای اسب

توجیه حادثه با نسبت دادن آن به اسب برای حفظِ عزت و شأنِ پادشاه.