دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۱۰۰

سلمان ساوجی
نی دولت آنکه یار غارت بینم نی فرصت آنکه در کنارت بینم
ماهی که همه وقت ز دورت بینم عمری که همیشه در گذارت بینم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندوهی عمیق ناشی از دوری و فراق معشوق است. شاعر از نداشتن سعادت دیدار و فقدان فرصت برای هم‌نشینی با یار سخن می‌گوید و این وضعیت را سبب حسرتِ مدام خود می‌داند.

فضای حاکم بر شعر، فضایی حزین و حسرت‌بار است که در آن معشوق به ماه دوردستی تشبیه شده که تنها از دور می‌توان به تماشایش نشست؛ تصویری که نشان‌دهنده دست‌نیافتنی بودنِ محبوب و گذرِ عمر در انتظارِ دیدار است.

معنای روان

نی دولت آنکه یار غارت بینم نی فرصت آنکه در کنارت بینم

نه بخت و اقبالی دارم که بتوانم یارِ دل‌ربا و غارتگرِ دلم را ببینم و نه مجالی دست می‌دهد که لحظه‌ای را در کنار تو سپری کنم.

نکته ادبی: واژه «دولت» در اینجا به معنای سعادت، بخت و اقبال است. ترکیب «یار غارت» کنایه‌ای از معشوقی است که دل را می‌رباید.

ماهی که همه وقت ز دورت بینم عمری که همیشه در گذارت بینم

تو مانند ماهِ درخشانی هستی که همواره تنها از دور می‌توان به نظاره‌اش نشست؛ تمامِ عمرِ من نیز در حسرتِ تماشایِ گذرِ تو سپری می‌شود.

نکته ادبی: «ماه» استعاره از معشوق زیبا و دوردست است. عبارت «در گذارت بینم» به معنای دیدنِ مسیرِ عبورِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

استعاره ماه

تشبیه معشوق به ماه برای نشان دادن زیباییِ خیره‌کننده و در عین حال دور و غیرقابل‌دسترس بودنِ او.

کنایه یار غارت

اشاره به معشوقی که دل و جان عاشق را می‌رباید و به یغما می‌برد.

موازنه (توازن) نی دولت... / نی فرصت...

تکرار ساختار نحوی «نی...» در ابتدای مصرع‌ها برای ایجاد آهنگ و تاکید بر ناتوانی و محرومیت.