دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۹۸

سلمان ساوجی
سرمایه دین و دل به غارت دادم سود دو جهان را به خسارت دادم
سوگند ز می هزار پی خوردم و باز می خوردم و ایمان به کفارت دادم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر کشمکش درونی انسان میان خواهش‌های نفسانی و اعتقادات معنوی است. شاعر با زبانی حاکی از ندامت، اعتراف می‌کند که در برابر وسوسه‌های دنیوی، گران‌بهاترین دارایی خود یعنی آرامش و ایمانش را از دست داده است.

فضای حاکم بر این سخن، فضایی از خسران و حیرت است؛ گویی شاعر در بازگشت از راهی که رفته، با دستانی خالی و قلبی شکسته، به تماشای فرصت‌های از دست‌رفته نشسته و ناپایداری لذت‌های دنیوی را در برابر ابدیت به تصویر می‌کشد.

معنای روان

سرمایه دین و دل به غارت دادم سود دو جهان را به خسارت دادم

تمام سرمایه معنوی، اعتقادات و قلب پاکم را فدای هوس‌ها کردم و با این کار، منافع دنیا و آخرت خود را در معامله‌ای زیان‌بار از کف دادم.

نکته ادبی: ترکیب 'غارت دادم' کنایه از به یغما رفتن و تباه کردن سرمایه‌های وجودی به دست خویش است.

سوگند ز می هزار پی خوردم و باز می خوردم و ایمان به کفارت دادم

بارها سوگند یاد کردم که دست از می و باده‌نوشی بردارم، اما دوباره به سمت آن رفتم و این بار برای جبرانِ عهدشکنی‌ها، ایمانم را به عنوان تاوان و کفاره از دست دادم.

نکته ادبی: واژه 'کفارت' به معنای تاوان و جریمه‌ای است که برای جبران گناه می‌پردازند و در اینجا تقابلِ عهدشکنی با ارزشِ ایمان نشان داده شده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) سود و خسارت

تقابل میان بهره و زیان برای نشان دادنِ شکستِ معنوی شاعر به کار رفته است.

مبالغه هزار پی

اغراق در دفعاتِ عهدشکنی برای نمایش ضعفِ اراده انسان در برابر وسوسه‌ها.

استعاره سرمایه دین و دل

اشاره به ایمان و عواطف پاک به عنوان گران‌بهاترین داشته‌های انسان.