دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۹۷

سلمان ساوجی
در وصل نماند بیش ازین تدبیرم پیشم بنشین دمی که پیشت میرم
چون اشک ز چشم من جدا خواهی شد آخرکم آنکه در کنارت گیرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، تصویرگرِ لحظاتِ پُرشور و در عین حال اندوهناکِ وداعی عاشقانه است که در آن، شاعر با اضطراب و دلسوزی، ناپایداریِ وصال را به تصویر می‌کشد. درونمایه اصلی، پذیرشِ اجتناب‌ناپذیریِ دوری و تلاش برای غنیمت شمردنِ واپسین لحظاتِ حضورِ معشوق است.

شاعر با لحنی ملتمسانه و لطیف، پیوندِ میانِ عاشق و معشوق را به شکنندگیِ قطره‌ی اشکی تشبیه می‌کند که در آستانه‌ی فروریختن از چشم است؛ این تقابلِ میانِ حضور و رفتن، فضایی سراسر حسرت و اشتیاق ایجاد کرده است.

معنای روان

در وصل نماند بیش ازین تدبیرم پیشم بنشین دمی که پیشت میرم

در این لحظاتِ وصال، دیگر هیچ راهی به ذهنم نمی‌رسد و چاره‌ای ندارم؛ پس لحظه‌ای کنارم بنشین، چرا که دارم در پیشگاهِ تو جان می‌سپارم.

نکته ادبی: «دمی» استعاره از زمانی بسیار کوتاه است. عبارت «پیشت میرم» دارای ایهام است که در درجه نخست به معنای جان دادن در برابر معشوق و در معنای ثانوی، استعاره از فنا شدن در وجودِ اوست.

چون اشک ز چشم من جدا خواهی شد آخرکم آنکه در کنارت گیرم

از آنجا که تو همچون قطره اشکی که ناگزیر از چشم می‌افتد، از من جدا خواهی شد؛ پس کمترین خواسته من این است که پیش از رفتنت، تو را در آغوش بگیرم.

نکته ادبی: تشبیه معشوق به اشک در این بیت، به دلیلِ ناپایداری و تندیِ جداییِ اشک از چشم، نمادی بسیار گویا برای بیانِ جداییِ سریع و تلخِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون اشک ز چشم من جدا خواهی شد

تشبیه معشوق به قطره اشک که به ناچار و به سرعت از چشم جدا می‌شود، نشان‌دهنده ناپایداری وصال است.

ایهام پیشت میرم

واژه «مردن» در اینجا هم به معنای جان باختن و هم به معنای از دست دادنِ توانایی در حضور معشوق است.

کنایه در کنارت گیرم

کنایه از در آغوش کشیدن و بهره‌مندی از وصالِ جسمانی در لحظه‌ی وداع.