دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۹۱

سلمان ساوجی
امسال مکرر است وقت گل و مل وز غم سر و برگ ندارد بلبل
با آن همه شوکت ز پریشانی وقت بی تیغ و سپر برون نمی آید گل

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از تضاد میان شکوهِ ظاهریِ بهار و اندوهِ درونیِ موجودات ترسیم می‌کند. در حالی که طبیعت در اوج زیبایی و طراوت است، شاعر با نگاهی دقیق به ناپایداری و دشواری‌های زمانه اشاره دارد.

این فضا نشان می‌دهد که حتی زیباترین پدیده‌ها نیز برای بقا در برابر سختی‌ها نیازمند ابزارهای دفاعی هستند و بلبلِ عاشق نیز درگیرِ دردی است که لذتِ فصلِ شکوفایی را بر او حرام کرده است.

معنای روان

امسال مکرر است وقت گل و مل وز غم سر و برگ ندارد بلبل

امسال فصلِ گل و باده‌گساری به کمال و فراوانی مهیاست، اما بلبل چنان در بندِ اندوه گرفتار است که هیچ‌گونه اشتیاق یا توانایی برای بهره‌مندی از این زیبایی‌ها در وجودش باقی نمانده است.

نکته ادبی: ترکیب 'سر و برگ' در ادبیات کهن کنایه از استطاعت، اسباب، توشه و تمایل به انجام کاری است.

با آن همه شوکت ز پریشانی وقت بی تیغ و سپر برون نمی آید گل

گل با آن همه شکوه و زیبایی که دارد، به دلیل ناپایداری و آشفتگیِ اوضاعِ زمانه، بدونِ داشتنِ تیغ و سپر (خارهای محافظ) جرئت نمی‌کند سر از خاک بیرون آورد و نمایان شود.

نکته ادبی: استفاده از 'تیغ و سپر' استعاره‌ای است برای خارهای گل که در حکمِ ابزار دفاعیِ او در برابر آسیب‌های محیطی هستند.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیغ و سپر

اشاره به خارهای گل که همچون جنگ‌افزار از آن محافظت می‌کنند.

تضاد (طباق) گل و مل / غم و بلبل

تقابل میان نمادهای شادی (گل و شراب) و نمادهای غم (بلبل اندوهگین).

کنایه سر و برگ نداشتن

کنایه از بی‌حوصلگی، ناتوانی یا نداشتنِ تمایل به کاری.