دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۸۷

سلمان ساوجی
گل بین که دریدند همه پیرهنش کردند برهنه بر سر انجمنش
در چوب شکافتند همه پیرهنش کردند به صد پاره میان چمنش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تصویرسازی از گل، به گذرا بودن و آسیب‌پذیری زیبایی در برابر حوادث روزگار می‌پردازد. شاعر با بهره‌گیری از استعاره‌پردازی، پژمرده شدن و پرپر شدن گل را به مثابه دریده شدن پیراهن و عریان شدن در ملأعام به تصویر می‌کشد تا ناپایداری لذت‌ها و زیبایی‌های دنیوی را گوشزد کند.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی سوگ‌ناک و در عین حال واقع‌گرایانه است که نشان می‌دهد چگونه هر آنچه در اوج زیبایی و طراوت است، در نهایت دستخوش زوال و دگرگونی می‌شود و جلوه‌های ظاهری آن از میان می‌رود.

معنای روان

گل بین که دریدند همه پیرهنش کردند برهنه بر سر انجمنش

به این گل بنگر که چگونه گلبرگ‌هایش را پرپر کردند و آن را در برابر دیدگان همگان عریان و بی‌حفاظ بر جای نهادند.

نکته ادبی: پیرهن در اینجا استعاره از گلبرگ‌های گل است که همچون جامه‌ای آن را پوشانده بود و دریدن آن کنایه از پرپر شدن گل است.

در چوب شکافتند همه پیرهنش کردند به صد پاره میان چمنش

گویی ساقه‌اش را از هم شکافتند و تمام وجودش را قطعه‌قطعه کردند، به طوری که در میان چمنزار به صدها تکه تبدیل شد.

نکته ادبی: صد پاره اغراقی است برای نمایشِ نهایتِ ویرانی و تکه‌تکه شدن گل که بر اثر عوامل طبیعی یا گذر زمان رخ داده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره پیرهن

استعاره از گلبرگ‌های گل که همچون لباسی برای آن محسوب می‌شوند.

تشخیص (جان‌بخشی) دریدند همه پیرهنش

نسبت دادن ویژگی‌های انسانی مانند لباس پوشیدن و عریان شدن به گل.

اغراق صد پاره

بزرگ‌نمایی در میزان تخریب و پرپر شدن گل برای القای حس عمیقِ زوال و تأسف.