دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۸۵

سلمان ساوجی
رویت که ازو گرفت نیرو آتش از فتنه بر افروخت به هر سو آتش
با روی تو در ستمگری زد پهلو زلف تو و کرد زیر پهلو آتش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار در ستایش زیبایی خیره‌کننده‌ی معشوق سروده شده‌اند که همچون نیرویی فراطبیعی، آتش عشق و فتنه را در جهان برمی‌انگیزد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های اغراق‌آمیز، پیوند میان چهره و زلف معشوق را با آتش و ویرانگری تبیین می‌کند تا عمق تأثیرگذاریِ این زیبایی را بر دل و جان عاشق نمایان سازد.

در این ابیات، تقابل و در عین حال هم‌سویی میان چهره‌ی تابان و زلف سیاه معشوق به نمایش درآمده که هر دو به شیوه‌ی خود، آتشِ اضطراب و اشتیاق را در جهان می‌گسترانند.

معنای روان

رویت که ازو گرفت نیرو آتش از فتنه بر افروخت به هر سو آتش

رخسارِ درخشانِ تو چنان گرمایی دارد که آتش از آن توان و قوت می‌گیرد؛ و همین زیباییِ فتنه‌انگیزِ توست که در جای‌جایِ جهان، آتشِ شور و آشوب را شعله‌ور کرده است.

نکته ادبی: واژه «فتنه» در اینجا به معنای زیباییِ دلفریب و آشوب‌انگیزِ معشوق است که در ادبیات کلاسیک استعاره‌ای برای جلوه‌گری است.

با روی تو در ستمگری زد پهلو زلف تو و کرد زیر پهلو آتش

چهره‌ی تو در بی‌رحمی و ستمگری با زلفانت پهلو می‌زند؛ زلفان تو نیز گویی آتشی در زیرِ پهلو نهاده‌اند که نمادی از سوز و گداز و فشاری است که بر جانِ عاشق وارد می‌کنند.

نکته ادبی: عبارت «زد پهلو» به معنای برابری کردن و هم‌رتبه بودن است و «زیر پهلو آتش» کنایه از شکنجه و سوزندگی است.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) از فتنه بر افروخت به هر سو آتش

شاعر تاثیر زیبایی معشوق را به حدی گسترده می‌داند که گویی تمام جهان را به آتش کشیده است.

کنایه زد پهلو

به معنای رقابت کردن و هم‌رتبه بودن در ستمگری.

تشبیه و استعاره زیر پهلو آتش

استعاره از شعله‌ور شدن سوز و گداز درونی و درد عشق.