دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۷۷

سلمان ساوجی
یک زخم غمت هزار مرهم ارزد خاک قدمت تاج سر جم ارزد
چشم تو سواد ملک حسن است از آنک یک گوشه به ملک هر دو عالم ارزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شعر پیش‌رو در ستایشِ والاییِ مقامِ معشوق و برتریِ ارزشِ عشق بر تمامیِ مظاهرِ قدرت و ثروتِ دنیوی سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از اغراق‌های عاشقانه، رنجِ حاصل از عشق را بر هرگونه تسکین و آرامشی ترجیح می‌دهد.

در این ابیات، تصویرسازی‌ها حولِ محورِ ارزشمندیِ جانکاهِ عشق می‌چرخد؛ به‌گونه‌ای که حتی غبارِ جای پای معشوق یا گوشه‌ای از نگاهِ او، از نظرِ شاعر بر تمامیِ تاج‌وتخت‌های اساطیری و سلطنتِ دو جهان برتری دارد.

معنای روان

یک زخم غمت هزار مرهم ارزد خاک قدمت تاج سر جم ارزد

دردی که از غمِ تو به جانم می‌رسد، از هزاران داروی التیام‌بخش برایم ارزشمندتر است.

نکته ادبی: فعلِ ارزد از مصدرِ ارزیدن، به معنایِ ارزش داشتن است و بر ارزشِ معنویِ رنجِ عشق دلالت دارد.

چشم تو سواد ملک حسن است از آنک یک گوشه به ملک هر دو عالم ارزد

غبارِ جای پای تو، گران‌بها‌تر از تاجِ پادشاهیِ جمشید است.

نکته ادبی: جم اشاره به جمشید، پادشاه اساطیری ایران است که در ادبِ فارسی مظهرِ شکوه، قدرت و سلطنتِ دنیوی محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

اغراق (مبالغه) یک زخم غمت هزار مرهم ارزد

بزرگ‌نماییِ ارزشِ رنجِ عشق در مقایسه با تسکین‌های عادی برای نشان دادن عمقِ ارادت.

تلمیح تاج سر جم

اشاره به داستانِ جمشید پادشاه اساطیری و تاجِ او به عنوان نمادِ اوجِ قدرت و ثروتِ دنیوی.

ایهام سواد

به کارگیریِ واژه‌ی سواد در دو معنایِ سیاهیِ چشم و قلمروِ حکومتی، که با ملکِ حسن تناسب دارد.

تناسب (مراعات نظیر) ملک و تاج

ایجاد ارتباطِ معنایی بینِ مفاهیمِ سلطنتی و قدرت برای تأکید بر شکوهِ معشوق.