دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۷۶

سلمان ساوجی
دل با رخ تو سر تعشق دارد چون سوختگان داغ تشوش دارد
در وجه رخ تو جان نهادیم نه دل کان وجه به نازکی تعلق دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به توصیفِ شدتِ عشق و ایثار در برابرِ زیباییِ معشوق می‌پردازد. فضا، فضایی عاشقانه و عرفانی است که در آن، جان و دل، هر دو در گروِ تماشای چهره‌ی محبوب قرار می‌گیرند.

شاعر بیان می‌دارد که زیباییِ بی‌مانندِ معشوق، عاشقان را چنان بی‌قرار و آشفته می‌کند که تنها به قلبی عاشق بسنده نمی‌کنند، بلکه جان خود را نیز در راهِ ستایشِ این لطافتِ بی‌نظیر فدا می‌سازند.

معنای روان

دل با رخ تو سر تعشق دارد چون سوختگان داغ تشوش دارد

قلب من اشتیاقِ عاشق شدن به چهره‌ی تو را دارد و همچون کسانی که در آتشِ عشق سوخته‌اند، داغِ پریشانی و آشفتگیِ خاطر را بر خود می‌بیند.

نکته ادبی: واژه‌ی تعشق به معنای در پیِ عشق بودن و اظهارِ عشق است و تشوش به معنای آشفتگی و پریشانیِ ذهن و روح ناشی از داغِ عشق است.

در وجه رخ تو جان نهادیم نه دل کان وجه به نازکی تعلق دارد

من در برابرِ چهره‌ی تو، جانم را پیشکش کردم و نه فقط دلم را؛ چرا که آن چهره چنان لطیف و نازک است که تنها با لطافتِ جان قابل درک و ستایش است.

نکته ادبی: استفاده از جان در مقابل دل نشان‌دهنده‌ی اوجِ ایثار و فداکاری است که از سطحِ عواطفِ قلبی فراتر رفته و به مقامِ ازجان‌گذشتگی رسیده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه داغ تشوش

اشاره به ماندگار شدنِ اثرِ پریشانی و آشفتگیِ حاصل از سوختن در آتشِ عشق در وجود عاشق.

مبالغه جان نهادیم نه دل

اغراق در شدتِ ایثار که نشان می‌دهد عاشق برای معشوق از تمامِ هستیِ خود گذشته است.