دیوان اشعار - رباعیات

سلمان ساوجی

رباعی شمارهٔ ۷۲

سلمان ساوجی
سوز تو جگر کباب می گرداند اندوه تو دل خراب می گرداند
از حسرت مجلس تو ساقی شب و روز در چشم پیاله آب می گرداند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده‌ی فضایِ حزن‌آلود و پُر از اشتیاقی است که عاشق در فراقِ معشوق تجربه می‌کند. سراینده با به‌کارگیری تصاویرِ برآمده از رنج و بی‌قراری، گدازشِ درونیِ عاشق و اندوهِ بی‌وقفه‌ی ساقی را به تصویر می‌کشد.

در این کلام، میانِ سوختنِ درون و ریختنِ اشک، پیوندی ناگسستنی برقرار شده است که نشان از شدتِ عطش و دوری از محبوب دارد.

معنای روان

سوز تو جگر کباب می گرداند اندوه تو دل خراب می گرداند

سوز و گدازِ ناشی از عشقِ تو، جگرِ مرا مانند گوشتِ کباب‌شده می‌سوزاند و اندوهِ سنگینِ دوری از تو، قلبِ مرا به ویرانه‌ای تبدیل می‌کند.

نکته ادبی: جگر کباب کردن کنایه از درد و رنجِ عمیق و سوختنِ درونی است. تکرارِ فعلِ پایانِ مصراع‌ها بر تداومِ این حالِ پریشان تاکید دارد.

از حسرت مجلس تو ساقی شب و روز در چشم پیاله آب می گرداند

ساقی از شدّتِ حسرت و دلتنگی برایِ محفل و مجلسِ تو، شب و روز به‌طورِ پیوسته در «چشمِ پیاله» شراب می‌ریزد (اشاره به اینکه شرابِ ریخته‌شده در جام، گویی اشکِ جاری از چشمانِ ساقی است).

نکته ادبی: «چشمِ پیاله» استعاره‌ای زیباست که دهانه‌ی جام را به چشم تشبیه کرده و با ریختنِ شراب، عملِ گریستن را تداعی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

کنایه جگر کباب کردن

اشاره به تحملِ رنج و دردِ جانکاهِ عاشقانه.

استعاره چشم پیاله

تشبیه کردنِ جام به انسانی که چشم دارد و از شدتِ غم می‌گرید.

مبالغه شب و روز

اشاره به تداومِ بی‌پایانِ غم و گریه ساقی.